ما را در سایت چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 61 تاريخ: سه شنبه 24 مرداد 1402 ساعت: 15:32
گفتمش سیر ببینم مگر از دل برود
وآن چنان پای گرفتهست که مشکل برود
دلی از سنگ بباید به سر راه وداع
تا تحمل کند آن روز که محمل برود
چشم حسرت به سر اشک فرو میگیرم
که اگر راه دهم قافله بر گل برود
ره ندیدم چو برفت از نظرم صورت دوست
همچو چشمی که چراغش ز مقابل برود
موج از این بار چنان کشتی طاقت بشکست
که عجب دارم اگر تخته به ساحل برود
چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن...ما را در سایت چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 63 تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 10:57
ما را در سایت چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 60 تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 10:57